ماگ خشنگه

یه ماگ خوشِل ناز داشتم ، که هدیه ی الی بود ،‌سه ساله دارمش ، گذاشته بودمش تو کمدم ، بعد چن هفته پیشا این هدای ِ وروجک رفته بوده سر کمدم ، خواسته بوده این ماگ َ رو برداره ، دستش خورده افتاده زمین پخش و پلا شده ، خوب اون روز من هی بغضمو قورت دادم که مامانش نفهمه من ناراحت شدم ، گفت:آخی ، لابد هدیه ای چیزی بوده نه؟!! گفتم:اهم ، الی داده بودتش بهم :( ، ولی مهم نیست .
همونجوری که شکسته بود اینو جمع کردم گذاشتم تو کمدم باز ، دلم نیومد بریزمشون دور .
باز دی روز همه اینجا جمع بودن، باز این هدا کوشولو رفته سر کمدم ،باز همون تیکه های شکسته اشو زده زمین شیکشته ترش کرده - یعنی پودرش کرده- یعنی من سر به کدوم بیابون بذارم الان:(( -  حالا خوبه این کفشاشو پوشیده بوده ، وگرنه چنان خین و خین ریزی راه می افتاد بیا و ببین - یعنی خوب ممکن بود پاهاش زخمی شه :دی - .
خلاصه اینکه آره دیگه ، چیه؟!! فک کردین رفتم اون پودر ِ ماگه رو ریختم دور یعنی ؟!! اصلندشم ، باز دوباره همون آییشو که میشد جمع کنم جمع کردم و باز گذاشتم تو کمد ، فقط جاشو عوض کردم ، اونم چی؟!! بردم گذاشتمش تو اولین قفسه از بالا ، که دست هیچ وروجکی بهش نرسه .

پ.ن
:(